زل زدی به صفه مانیتور و داری رمان سراسر فحشو میخونی که یهو دل زده میشی از این اهنگا و میری که مثلا عوضش کنی که یهو چشمت میخوره به چشمای مظهر خالقی و بزاری که لالایی بخونه برات و چشمات و ببندی و به این فک کنی که بیخیال این کتاب خونه ای شی که هر دفه که میری میگی که عاقا ببخشید فلان کتابو دارین با امید خاصی بگه (با ادا بخونین)بزارین سرچ کنم خانووووووووووم بعدش بگه نه متاسفانه اخرین ردیف بخش جوانانهادم دوس داره کفششو در بیاره و سوسک فرضش کنه و هی بزنتش اه
اخرین ردیف بخش جوانانه که هسد
به من چه اخه
و به این فک کنی که در کنار کتاب خونه میتونی خیلی چیزای دیگه رو کنار بزاری
ادمام چیز به حساب میان؟
کتاب گویا خیلی مسخرس ادم خوابش میگیره //:
برچسب:
نویسنده: باران صالحپور
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 1:16